خرید بک لینک
بچه ام تو چه کردی با من که حتا نمیخام گریه کنم تا تو اسیب نبینی.. نمیدونم چرا انقد بهت دل بستم.. شاید تو هم بی وفا بشی .. ولی من بر تو اصرار دارم.. شگمان میکنم چون از اول در دستانم هستی میتوانم انچه میخاهم بار بیارمت.. اما میترسم.. میترسم نتوانم انچه میخاهم بر تو رفتار کنم و تعلیم دهم.. چون من خودم،

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 22:52

سلام ببرک من

امروز وارد ده هفتگی شدی مامانی..

یه دنیا دوست دارم... تو بمن و پدرت انرژی دادی..

زوووود بیا


گاهی خیلی خسته و بیحال میشم.. یک شب به زوووور ظرفامو شستم .. خیلی غریبی سخته مامان

ولی خوبه که بابات خوبه...

مامان بزرگ هم اینجاست .. اومده پیشم..

دوست دارم


برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 9:42

سلام بچه ام


دیروز کلی با پدرت تلاش کردیم تا به روش های سنتی بفهمیم تو دختری یا پسر....

کلم ... جوش شیرین...


یبار میدیدیم پسر یه بار دختر...


ولی هرچی باشی ما عاشقتیم......

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 9:42

عزیزم سلام زندگی همیشه جریان دارد... من یک انشان عادی ام با ارزوهای بزرگ.. برای تو... من خیلی دوست داشتم کارهایی بکنم که نشد... ارزوهایی که در سر ماند و رشد نکرد... خیلی دوس دارم ادم خوبی باشم..ادمی عادی و سالم.. میخام مادر سالمی باشم... دوس دارم تو بهترین باشی... و من برای اینکار باید بهترین مادر باشم.. فقط دوس دارم از اونی که میخاستم فاصله نگیرم و طبق دهنیاتم برم جلو باید مادر خوبی باشم اما میترسم خوب بودنم با تعریف تو از مادرخوب بودن فاصله داشته باشه.. میترسم بزرگ شی و بگی نه!!! تو مادرخوبی نبودی... ادمهای دیگه مادرهای بهتری اند... و تنها راه حلی که به ذهنم میرسه اینه که با توکل به خدا همونی که فک میکنم درسته رو انجام بدم.. تو باید مستقل باشی.. این قدم اوله

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 9:42

سلام بچه من

دیشب یازدهم اسفند 95 با پدرت و خاله حوری پا به ماه رفتیم سونوی غربالگری

انقد خووووب بودی... دائم تکون میخوردی و دست و پاتو حرکت میدادی....

من و بابات لحظاتی هم صدای قلبت رو شنیدیم.. خیلی تند میزد

فدای تو بشم من...

دکتر نتونست جنسیتت رو تشخیص بده...گفت هفته بعد می اومدید شاید میشد...



من از دیشب حس دیگه ای بهت دارم...دیدم حرکت میکنی و حالا انگار بزرگتر شدی ...

دوستت دارم بچه م..

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 9:42

صفحه بندی